مشکلات بخش گاز طبیعی کشور و مساله میدان آرش (در مصاحبه ای که منتشر نشد)
حدود شش ماه قبل خبرنگار محترمی از روزنامه ستاره صبح از بنده درخواست مصاحبه داشتند و طبق روالی که دارم از ایشان خواستم سوالات را بفرستند که مکتوب جواب دهم و این کار انجام شد ولی به هر دلیل این مصاحبه منتشر نشد . بنده هیچ انتظاری ندارم که مصاحبه ای که با من انجام می شود حتما منتشر شود ولی حداقل انتظار از یک خبرنگار این است که وقتی می خواهد با کسی مصاحبه کند از مواضع او آگاهی پیدا کند که اگر باب میل نشریه اش نیست اتلاف وقت نشود و باز حداقل انتظار کسی که وقت می گذارد و سوال خبرنگار را جواب می دهد این است که او را از دلایل عدم انتشار مطلع کنند .در هر حال آن پرسش و پاسخ را اینجا منتشر می کنم . شاید برای کسانی مفید باشد. البته خیرنگار محترم پرسش را بصورت وویس فرستاده بودند که بنده مکتوب کرده ام.
سوال 1- چطور ما که دومین منابع گاز جهان را داریم دچار ناترازی و کمبود هستیم . مشکل کجاست .
پاسخ سوال 1- سهم ما از کل ذخائر شناخته شده گاز جهان بر اساس آماری که شرکت بی پی منتشر کرده است حدود 17 درصد است و بر اساس این آمار ما بعد از روسیه از این جهت دوم هستیم . البته توجه داشته باشید که این آمار و اطلاعات هم وحی مُنزل نیست، این طور نیست که همه ذخائر گاز جهان هنوز کشف شده باشد و اینجور نیست که اعداد مربوط به ذخائر همه کشورها دقیق و واقعی باشد، بعضی جاها اضافه برآورد وجود دارد و بعضی کشور ها ممکن است انگیزه داشته باشند که برآورد بیش از واقع از ذخائر خود بدهند و بعضی بر عکس، باید توجه داشته باشیم که ما در مورد ذخائری صحبت می کنیم که چند کیلومتر زیر زمین و در فضای یک سنگ متخلخل حبس شده است و قطعیت در مورد آن وجود ندارد و برآوردها بر اساس آخرین دانش روز است .
در هر حال آنچه که مسلم است ایران از نظر ذخائر گاز غنی است اما این به آن معنا نیست که این ذخائر به قول معروف هلوئی هستند که راحت می توانند به گلو بروند . دسترسی به این گاز مستلزم تکمیل مطالعات اکتشافی و مدل سازی برای استخراج بهینه و توسعه میادین گازی است و نیازمند حفر چاه های متعدد و ساخت تاسیسات برای استخراج و فرآوری است که میلیاردها دلار سرمایه نیاز دارد و زمان بر است و باید دسترسی به تجهیزات لازم وجود داشته باشد که در شرایط بحران اقتصادی و خصوصا با وجود تحریم های بین المللی هم تامین سرمایه مورد نیاز و هم تامین تجهیزات و ماشین آلات مورد نیاز بسیار مشکل است. پس اینطور نیست که فکر کنیم که چون ما در اعماق زمین گاز داریم می توانیم هر چقدر بخواهیم مصرف کنیم. در مورد آب که استخراجش از زیر زمین بسیار بسیار سهل تر از نفت و گاز است و قابل مقایسه نیست اینگونه فکر کردیم و حالا ببینید به کجا رسیده ایم . بهره گیری از منابع فناپذیر با ارزش باید حساب و کتاب داشته باشد و این چیزی است که ما نداشته ایم . ما حدود 6 درصد گاز دنیا را تولید می کنیم ولی رشد مصرفمان بیشتر از رشد تولیدمان بوده است و به این دلیل دچار ناترازی شده ایم .
سوال 2- آیا مصرف ایران بالا هست . نسبت مصرف در بخش های مختلف چگونه است ؟ کدام بخش ها مصرف استاندارد ندارد؟
پاسخ سوال2- اولا توجه به این نکته خیلی مهم است که گاز یک حامل از مجموعه حامل های انرژی است در کنار دیگر حامل هائی مثل نفت و فرآورده های نفتی ،ذغال سنگ ، برق نیروگاهی و برق آبی و انرژی های خورشیدی و بادی و غیرو و امروز در همه کشورهای جهان اعم از پیشرفته و در حال توسعه، انرژی را بصورت یکپارچه نگاه می کنند و برنامه ریزی می کنند ولی متاسفانه ما هنوز در ایران مدیریت یکپارچه و جامع نگر انرژی نداریم. اما در مورد گاز ما 75 درصد انرژی اولیه کشور را به گاز وابسته کرده ایم که خود این معلوم نیست که کار درستی بوده است یا نه و در هر حال در چارچوب یک برنامه جامع و کلان انرژی نبوده و همانطور که عرض کردم در تولید گاز به دلایل عدیده و از جمله اُفت طبیعی تولید میادین گازی روند کاهشی داریم و در مصرف رشد و روند افزایشی داریم و در نتیجه بالانس تولید و مصرفمان خصوصا در زمان اوج مصرف در زمستان منفی یا اصطلاحا ناتراز است. حدود 44 درصد گاز در بخش خانگی و تجاری و صنایع کوچک ، حدود 26 درصد در بخش نیروگاهی برای تبدیل انرژی اولیه گاز به انرژی ثانویه برق ، حدود 9درصد در بخش پتروشیمی و حدود 6 درصد در صنایع بزرگ فولادی و سیمان و غیرو مصرف می شود حدود 6 درصد از گازمان صادر می شود و متاسفانه به همین میزان یعنی حدود 6 درصد به مشعل می رود و سوزانده می شود یا هدر رفت دارد.
ما کم و بیش در همه بخش هائی که ذکر شد بد مصرفی داریم یا به عبارتی مصرفمان بیش از استاندارهای جهانی است یعنی مثلا برای هرتن تولید فولاد یا سیمان یا محصولات دیگر ما بیشتر از استاندارهای امروز کشورهای صنعتی انرژی مصرف می کنیم . راندمان نیروگاهی ما نیز بسیار پائین است یعنی مثلا اگر راندمان نیروگاهی ما مطابق نیروگاه های روز دنیا بود باید برای این میزان برقی که تولید می کنیم نصف این میزان گاز را مصرف می کردیم یا به عبارت دیگر با این مقدار گازیکه نیروگاه ها استفاده می کنند تا دو برابر میزان فعلی باید برق تولید می کردند. در بخش خانگی و تجاری و صنایع کوچک هم همینطوراست . شما اگر سرچ کنید هنوز هم پیدا می کنید که ده سال پیش در سال 1393 وزیر وقت نفت گفت که بیست میلیون بخاری گازی را تعویض خواهیم کرد . چرا اینطور گفت چون بخاری های گازی که در کشور تولید می شود و در اختیار مردم است بازده حرارتی شان حداکثر 40 درصد است در صورتی که در دنیا بخاری های با راندمان بالای 90 درصد وجود دارد . من فکر می کنم آن وزیر تحت فشار متخصصین و کارشناسان انرژی که تاکید داشتند به فکر کنترل مصرف هم باید بود این را مطرح کرده بود وگرنه اعتقادی به آن نداشت چون متاسفانه هیچ اقدامی نکرد و حتی از سرمایه گزارانی که برنامه دادند و حاضر بودند در این زمینه سرمایه گزاری کنند حمایت نکرد . حالا ببینید اگر بیست میلیون بخاری تعویض شده بود و بخاری های با راندمان بیش از دو برابر جایگزین شده بود امروز مصرف زمستانی بیست میلیون خانوار برای همان سطح رفاه و گرما نصف می شد و یا ناترازی بر طرف می شد یا خیلی کمتر بود . در صنایع و غیره هم همین وضعیت است و ما باید در همه بخش ها به سمت مدیریت مصرف به معنای بهینه سازی مصرف برویم و هزینه این کار از هزینه تولید انرژی جدید، کمتر است و آثار مثبت زیست محیطی هم دارد . دستگاه های تولید کننده انرژی هم باید از خودشان شروع کنند مردم نمی توانند بپذیرند که در صنعت نفت 6 درصد گاز تولیدی به هر دلیل به مشعل برود و سوزانده شود یا نیروگاه های ما راندمانشان 30 یا 34 درصد باشد و بعد یقه مردم را بگیریم . بعد از آنهم باید به فکر استفاده از انرژی های تجدیدپذیر باشیم .
سوال 3- چقدر بخش گاز از تحریم ها آسیب دیده ؟ آیا اصلا ربطی دارد؟
پاسخ سوال 3- بازهم عرض می کنم مساله گاز را جدا از مساله کلی انرژی نمی توان و نباید نگاه کرد و مسلما در بحث انرژی تحریم تاثیرگزار بوده است . صنایعمان نوسازی و روزآمد نشده اند دسترسی به تجهیزات و فناوری روز مشکل است و تامین منابع مشکل است . اما من فکر می کنم در بخش انرژی تحریم مشکل اول نیست . من بارها گفته ام و نوشته ام و اگر دستم به مقامات رسیده است به ایشان گفته ام که شما باید مساله مدیریت یکپارچه انرژی را حل کنید و اگر این کار را نکنید ممکن است همه کارهائی که در صنعت نفت به عنوان تامین کننده انرژی اولیه کشور یا در صنعت نیرو می کنید غلط باشد، چرا چون چنانکه عرض کردم مشکل اولیه در بخش تقاضای انرژی است و ما در بخش مدیریت تقاضا و کنترل مصرف کمتر با مشکل تحریم برخورد می کنیم و حتی چون آثار مثبت زیست محیطی دارد ممکن است بتوانیم از حمایت های بین المللی هم برخوردار شویم اما اگر همه اش بفکر تولید بیشتر باشیم برای هدر دارن بیشتر و از بین بردن سهم نسل های آینده، آنجا بیشتر با مشکل تحریم برخورد می کنیم .
سوال 4- داستان میدان آرش چیست؟
پاسخ4- بنده اشراف کاملی به مساله میدان آرش ندارم . اما تا جائی که اطلاع دارم مشکل میدان آرش این است که در منطقه ای واقع شده که نزدیک تقاطع مرزی سه کشور ایران و کویت و عربستان است و منطقه ایست که دقیقا تحدید حدود مرزی نشده است. کویت و عربستان از شرایط انفعال سیاسی بین الملی ایران استفاده کرده اند و می خواهند با مشارکت یکدیگر در سمت خود توسعه میدان را بصورت مشترک شروع کنند. به نظر من دستگاه های مرتبط در ایران با محوریت وزارت امور خارجه باید استراتژی برخورد کشور با مساله را تدوین و هماهنگ کنند و حتی المقدور از طریق حسن همجواری برای حل مساله حرکت کنند .