وبلاگ سید غلامحسین حسنتاش

مقالاتی و یادداشت هائی در زمینه مسائل نفت و انرژی و توسعه؛ استفاده از مطالب صرفا با ذکر منبع مجاز است

وبلاگ سید غلامحسین حسنتاش

مقالاتی و یادداشت هائی در زمینه مسائل نفت و انرژی و توسعه؛ استفاده از مطالب صرفا با ذکر منبع مجاز است

وبلاگ  سید غلامحسین حسنتاش

در جستجوی یک جوانه ارجمند

(استفاده از مطالب این وبلاگ صرفا با ذکر منبع مجاز است)

کانال تلگرام : https://t.me/Hasantash
توئیتر : https://twitter.com/SeyedHassantash
وبلاگ دیگر: hassantash.blofa.com
لینکدین : /https://www.linkedin.com/in/seyed-hassantash-8a3165a1

بایگانی

۴ مطلب در فروردين ۱۴۰۴ ثبت شده است

 

سال های سال است که کشور گرفتار معظل بنزین است . کمبود بنزین نیاز به واردات ، قیمت نسبی بسیار پائین بنزین، مصرف بسیار بالا، قاچاق ، تفاوت فاحش قیمت داخلی و قیمت فوب خلیج فارس بنزین که هزینه بسیار سنگینی را خصوصا در مورد بنزین وارداتی به دولت تحمیل می کند و عدم النفع بسیار سنگین  ناشی از فروش بنزین به قیمت نازل داخلی نسبت به قیمت صادراتی آن که  غلط یا درست به یارانه پنهان تعبیر می شود، مصیبت هائی است که گردن اقتصاد را فشار می دهد.

تنها در دوره کوتاهی با نهائی شدن همه فازهای پالایشگاه ستاره خلیج فارس بعضی از مشکلات بنزین حل شد و حداقل نیاز به واردات وجود نداشت و قدری هم امکان صادرات بوجود آمده بود اما به راحتی قابل پیش بینی بود که این وضعیت دیری نخواهد پائید ولی توجهی نشد.

از سوئی قیمت بنزین بعنوان یک کالای ضروری در اقتصاد ایران به یک  شاخص تورمی تبدیل شده است و آثار مستقیم و خصوصا آثار انتظاری تورمی آن کار اصلاح قیمت را بسیار دشوار کرده است و تجربیالت قبلی با واکنش های اجتماعی شدیدی همراه بوده است . از سوی دیگر سال ها پیش جا افتاده بود که بطور سالانه قیمت بنزین تا حدودی با تورم تعدیل شود اما تصمیم سیاسی نمایندگان مجلس شورای اسلامی در یکی از دوره ها به منظور جلب رضایت مردم در آستانه انتخابات مجلس، موجب توقف تعدیل سالانه قیمت شد و مصیبت را صد چندان کرد.

از سوی دیگر تصمیماتی که در گذشته برای حل معضل بنزین گرفته شده است که عمدتا براساس راه کار قیمتی بوده است با توفیق همراه نبوده و همواره نرخ تورم سنگین داخلی بعد از مدت کوتاهی اثر افزایش قیمت را خنثی کرده است . ضمن این که از آنجا که بنزین کالای کم کششی است و منحنی تقاضای آن نزدیک به حالت عمودی است ، مانند هر کالای ضروری دیگر افزایش  قابل توجهی لازم است تا بتواند مصرف را قدری کنترل کند و یا افزایشی در حد رسیدن به قیمت فوب خلیج فارس لازم است تا جلوی قاچاق بنزین گرفته شود که نه اقتصاد و نه جامعه ظرفیت چنین افزایشی در قیمت بنزین را ندارد، ضمن این که به فرض تحقق چنین افزایشی با توجه به ساختار تورمی اقتصاد چنانچه ذکر شد آثار تورمی آن به زودی اثر افزایش قیمت را خنثی خواهد نمود.

بنزین سوخت بخش حمل و نقل است و حل اساسی مشکلات آن از سوئی به بخش انرژی و مسائل این بخش مرتبط است و از سوئی به بخش حمل و نقل مرتبط است و از سوی دیگر به وضعیت صنعت خودرو مرتبط است و البته از طریق ایجاد اشتغال سازنده باید انگیزه های قاچاق هم از بین برود چون متوسط مردم علاقه ای به ماجراجوئی ندارند و اگر کار شرافتمندانه با درآمد مکفی داشته باشند به سمت قاچاق نخواهند رفت.  

در بخش انرژی متنوع نبودن سبد سوخت خودرو، مشکلات پالایشی در تولید بنزین کافی و با کیفیت مناسب، نامطلوب بودن بازده و ترکیب تولیدات پالایشی و  پائین بودن کیفیت بنزین، هم در عرضه و هم در تقاضا مشکل ایجاد می کند. همچنین در بخش انرژی مشکل روزآمد نبودن پمپ بنزین ها و بالا بودن سطح تبخیر در مخازن آنها و اتلاف و ریزش در دیسپنسرهای سوخت گیری وجود دارد. همچنین فقدان آمار و اطلاعات منسجم در مورد تولید و توزیع فرآورده های نفتی در بخش انرژی نیز امکان بررسی های تخصصی و کارشناسی برای رسیدن به راه حل را مسدود می کند.

در بخش حمل و نقل محدودیت ها در امکانات حمل و نقل عمومی چه در سطح درون شهری و چه در سطح بین شهری، بهینه نبودن شبکه حمل و نقل بار و عوامل دیگری مثل نامطلوب بودن کیفیت جاده ها و آسفالت، اتلاف بنزین در ترافیک جاده ها و خیابان ها هریک به سهم خود بر مصرف بنزین اثر گذار هستند . حتی پیشرفته نبودن زیرساخت های اداری و اجرائی و محدودیت های فضای مجازی و اینترنت کشور موجب سفرهای غیر ضروری در سطح شهرها و حتی بین شهرها می شود . در بخش صنعت  مطلوب نبودن و پائین بودن کیفیت خودروهای تولید داخلی و تفاوت بارز استاندارد مصرف سوخت آنها با خودروهای روز جهان موجب بالا بودن میزان مصرف سوخت شده است.

مسلما حل اساسی معظل بنزین مستلزم اولویت بندی و توجه به همه این موارد حسب اولویت است.

در سطور زیر اقداماتی که در هر یک از بخش های انرژی، حمل و نقل و تولید خودرو باید به عمل آید ذکر خواهد شد:

بخش انرژی

  1. سامانه کارت سوخت سامانه مناسبی برای کنترل و جمع آوری اطلاعات می تواند باشد که هزینه سنگینی برای پیاده سازی آن انجام شده است اما متاسفانه این سامانه در سال های گذشته یکی دوبار هک یا دچار مشکل شده و هنوز هم به وضعیت کاملا عادی قبلی خود بازنگشته است. با وجود هک شدن این سیستم این امکان وجود دارد که در سهمیه ها نیز دست کاری شده باشد. لازم است شرکت پخش و پالایش فرآورده های نفتی و زیر مجموعه آن شرکت پخش فرآورده های نفتی هرچه زودتر نسبت به بازنگری در این سامانه و اصلاح و کنترل آن اقدام نماید و با هماهنگی و تقاطع دادن آن با سامانه های متمرکز دولت الکترونیک خطاها و اشتباهات احتمالی در شناسایی وسائط حمل و نقل و داده های این سامانه برطرف گردد.

همچنین از طریق هماهنگی با سامانه متمرکز خدمات الکترونیک دولت باید تمهیدی اندیشیده شود که ارتباط کارت با وسیله نقلیه متعلقه چک شود و امکان استفاده وسائل نقلیه از کارت های مختلف یکدیگر مسدود شود.

در هر حال کلیه سامانه های اطلاعاتی مربوط به بنزین و خورو و مصارف آن و همچنین قاچاق آن باید دقیق و اصلاح شود تا با اطلاعات دقیق تر و مطالعات مبتنی بر اطلاعات دقیق بشود در آینده تصمیمات دقیق تری را اتخاذ کرد.

  1. در مورد خودروهای پر مصرف مانند تاکسی ها کرایه های خطی و مسافر برانی که همکنون عمدتا با اسنپ و تپسی و سامانه های مشابه کار می کنند باید مطالعه ویژه انجام شود و با همکاری این دستگاه ها راه کارهای بهینه سازی بررسی و مطالعه شود.
  2. لازم است سبد سوخت خودرو متنوع شود. در گذشته مطالعات زیادی در زمینه منطقی بودن اضافه شدن گازمایع (LPG) به سبد سوخت خودرو که در بسیاری از دیگر کشورهای جهان متداول است و به عنوان اتوگاز شناخته می شود، انجام شده است و مصوباتی نیز در این زمینه ابلاغ شده است که مورد توجه قرار نگرفته بر اساس برآورد ها گازمایع می تواند بین 10 تا 15 میلیون لیتر بنزین را جایگزین کند. از سال ها پیش گازمایع بصورت غیر رسمی و غیر استاندارد در خودروها استفاده می شده است که در سال گذشته با تغییرات قیمتی گازمایع و بر هم خوردن تناسب آن با قیمت بنزین بخش قابل توجهی از تقاضای گازمایع برای اتوگاز به سمت بنزین منتقل شد و برآورد می شود از این ناحیه حدود 5 تا 6 میلیون لیتر تقاضای نسبتا ناگهانی در سال 1402 به کل تقاضای بنزین اضافه شده باشد.
  3. مساله تبخیر و ریزش و تلفات بنزین در جایگاه های سوخت گیری به دلیل مجهز نبودن بسیار از جایگاه ها به سیستم برگرداندن بخار بنزین و جلوگیری از تلفات تبخیر و به دلیل کار نکردن قطع کن نازل های سوخت گیری، وجود دارد که با کنترل و نظارت و پیگیری وزرات نفت و زیر مجموعه های مربوطه باید حل و فصل شود.
  4. پائین بودن کیفیت بنزین یکی از دلایل بالا رفتن مصرف بنزین در خودروها و سایر وسائل نقلیه است و یکی از اشتباهاتی که در این زمینه در سطح صنعت نفت صورت می گیرد بی توجهی به کیفیت بنزین به منظور تامین کمیت آن یا به عبارتی فدا کردن کیفیت به پای کمیت است که این ممکن است کاملا اشتباه باشد و مقدار اضافه شده به بنزین بی کیفیت ممکن است با مصرف بالای وسائل نقلیه ناشی از پائین بودن کیفت کاملا خنثی شود. لازم است در این مورد بررسی های فنی و مطالعات لازم توسط نهادهای پژوهشی مربوطه صورت گیرد و استاندارهای تولید و توزیع بنزین کنترل شود. باید توجه داشت که بنزین غیر استاندارد موجب انتشار شدیدتر  آلاینده های زیست محیطی نیز هست .
  5. از زمان واگذاری سهام شرکت های پالایشی که عمدتا به قول معروف به خصولتی ها واگذار شده است متاسفانه این شرکت های پالایشی سرمایه گزاری های لازم را برای بهنیه کردن بازدهی و ترکیب پالایشی (Yield) خودر به عمل نمی آورند ولذا هم ترکیب پالایشی ( سهم تولید فرآوده های مختلف ) و هم کیفیت فرآورده های آنها از استاندارهای جهانی فاصله گرفته است. وزارت نفت به عنوان دستگاه حکمرانی مربوطه باید تمهیدات لازم را در این زمینه بیندیشد. باید توجه داشت که  غیر استاندارد بودن فراورده های نفتی موجب انتشار شدیدتر  آلاینده های زیست محیطی نیز هست .

 

 

بخش حمل و نقل

  1. در گذشته از طریق فعالیت مستمر در گسترش خدمات الکترونیک تلاش می شد که از تعداد سفرهای شهری که در جهت دریافت خدمات صورت می گیرد کاسته شود ولی به نظر می رسد که سال هاست این تلاش متوقف شده است. در مراجعه به دفاتر خدمات الکترونیک نهادهای مختلف در مورد بسیاری از خدمات به سادگی می توان متوجه شده که کماکان بسیاری از خدمات را می توان الکترونیکی کرد و سامانه های لازم هم برای چک و کنترل وجود دارد. لازم است نهادهای مربوطه و خصوصا بخش های خدمات دولت الکترونیک مجددا در این زمینه بازنگری کنند تا در حد ممکن از مراجعات مستقیم و سفرهای غیر ضروری شهری و حتی بین شهری جلوگیری شود.

لازم است مرتبا مطالعاتی درباره دلایل سفرهای درون و برون شهری و تقاضای سفرها صورت گیرد تا بتوان در جهت کاهش تقاضا اقدام نمود.

  1. مساله ترافیک خصوصا در شهرهای بزرگ به نوعی مشکل مشترک بنزین و وقت مردم و آلودگی محیط زیست است. در این مورد هم به نظر میرسد که توجه به مساله مانند گذشته نیست و فعالیت در این زمینه ضعیف شده است. توسط سامانه های ذیربط باید تلاش بیشتری در این زمینه صورت گیرد. در تجربه کرونا مشخص شد که بسیاری از فعالیت ها شغلی بصورت دورکاری قابل انجام است و در بسیاری از کشورها تجربیات آن دوره نهادینه شد و موجب صرفه جوئی فراوان سازمان ها و شرکت ها از نظر هزینه های جانبی حضور کارکنان نیز شد و میزان تقاضا برای سفرهای درون شهری هم کاهش یافت. باید در این زمینه بازنگری بشود و البته مستلزم افزایش سرعت اینترنت و حل مشکلات آن است.
  2. توسعه حمل و نقل عمومی چه در سطح بین شهری و چه در سطح درون شهری می تواند تقاضا برای سفر با وسیله شخصی را کاهش دهد. در این زمینه لازم است ضعف های سیستم حمل و نقل عمومی در پوشش و جامعیت آن و کمبودهای آن مطالعه شود.

 هم در مورد بنزین و هم در مورد گازوئیل باید این تمهید اندیشیده شود که هر سرمایه گزار پروژه ای  را پیشنهاد کرد و  توانست ثابت کند که با اجرای آن پروژه مصرف هر یک از این سوخت ها کاهش می یابد و نشان داد که ارزش اقتصادی  کاهش براساس قیمت های جهانی بنزین و گازوئیل به میزانی است که پروژه را سود آور می کند باید از این پروژه حمایت شود وتضمین داده شود که میزان گازوئیل یا بنزین آزاد شده در اثر اجرای پروژه تا زمان بازگشت سرمایه به 95 درصد قیمت فوب خلیج فارس از سرمایه گزار خریداری می شود و یا همان میزان بنزین یا گازوئیل با اجازه صادرات در اختیار سرمایه گزار قرار می گیرد . این پروژه ها می تواند شامل تعویض ماشین آلات و خودروهای پر مصرف، دو خطه کردن خطوط راه آهن و امثال آن باشد. وزارت راه و شهرسازی و شهرداری ها در این زمینه مسئول هستند.

  1. در مورد بنزین اجرای پروژه های کاهش مصرف سوخت و بهینه سازی ناوگان در مورد خودروهای پر مصرف مثل تاکسی ها، خطی ها و خودروهائی که در شبکه حمل و نقل عمومی اینترنتی و غیر اینترنتی فعالیت دارند در اولویت است.

 

صنعت خودرو

  1. یکی از مشکلات کشور پائین بودن کیفیت اتومبیل های تولیدی صنعت خودرو کشور از جنبه های مختلف و از جمله از نظر میزان سوخت مصرفی در مقایسه با استاندارهای جهانی است. از سال های پیش قرار بوده است که صنعت خودرو خود را به سطح رقابت با استاندارهای جهانی برساند اما متاسفانه این صنعت مقاومت کرده و عملا بسیاری از قوانین مربوطه را هم دور زده است. شاید یکی از راه کارهای وادار کردن این صنعت به حرکت به سمت تولید خودرو استاندار این باشد که تمهیداتی اندیشیده شود که تقاضا برای خودروهای بی کیفیت این صنعت کم شود مثلا شاید بتوان با اعلام و مهلت قبلی خودروهائی را از سهمیه سوخت و یک سری دیگر از تسهیلات محروم کرد.
  2. وزارت صنایع باید استاندارد خودروها را تعیین و از ورود خودروهای غیر استاندارد به بازار کشور جلوگیری نماید.

مساله قاچاق

  • مساله قاچاق را نیز نمی توان در شرایط اقتصاد ایران به سادگی با روش قیمتی حل کرد. چراکه همانطور که اشاره شد اولا اقتصاد و جامعه کشش اعمال قیمتی که بتواند کاملا جلوی قاچاق را بگیرد ندارد و ثانیا به فرض افزایش شدید قیمت بازهم همانطور که اشاره شد به سرعت تورم قیمت های نسبی را مجددا به هم خواهد ریخت و بعد از مدتی مجددا قاچاق توجیه پیدا خواهد کرد.

نکته ای که در مورد قاچاق وجود دارد و قابل مطالعه است این است که قاچاق عمدتا به چه مقاصدی صورت می گیرد و آیا نرخ بنزین یا گازوئیلی که قاچاق می شود در حد نرخ جهانی ( فوب خلیج فارس) است یا بسته به اقتصاد کشورهای مقصد کمتر از آن  است . اگر نرخ قاچاق کمتر از فوب خلیج فارس باشد معنای آن ضرر مضاعف است و نیز معنای آن این است که بخشی از یارانه بنزین و گازوئیل به خارج منتقل می شود یعنی کشورهای همسایه هم یارانه بگیر بنزین و گازوئیل ایران هستند. در این مورد هم وزارت کشور و دیگر سازمان های مربوطه باید آمار دقیقی را بدست بیاورند و  باید محاسبه شود که با  این عدم النفع یا اصطلاحا یارانه ای که بخشی از آن قاچاق می شود و بخشی به قاچاقچی تعلق می گیرد چه سرمایه گزاری هائی در استان های مرزی ممکن می شود که از طریق اشتغال زائی و ایجاد کار شرافتمندانه به طور اساسی جلوی قاچاق گرفته شود.

 

همانطور که ملاحظه میشود حل اساس مشکل بنزین کار چند وجهی و بلند مدّت است و مستلزم این است که یا اقتصاد کشور به یک اقتصاد توسعه یافته تبدیل شود، تورم کنترل و ثبات اقتصادی برقرار شود و همه قیمت های نسبی اصلاح شود و یا با  مجموعه اقدامات عمدتا غیرقیمتی که ذکر شد تقاضای بنزین کنترل و مهار شود و در این مورد دستگاه های مختلفی هم باید با هماهنگی حرکت کنند. اما شاید بتوان همزمان با آغاز مجموعه اقدامات مذکور دو  راه حل کوتاه مدت را پیشنهاد نمود که به حل مضل و جهت دهی اقدامات کمک کند.

منطقی کردن یارانه ها این است که یارانه ای که صرف دود کردن و آلودگی محیط زیست و تبعات آن می شود تدرجا در جهت حل معضلاتی که اشاره شد بکار گرفته شود.

دو راه حل کوتاه مدّت

  1. شاید بتوان به شرکت های بخش خصوصی اجازه داد که میزانی بنزین را  وارد نمایند و در جایگاه ها با نرخ سوم توزیع نمایند. همزمان می توان سهمیه خودروهائی که لوکس شناخته می شوند را صفر کرد و این گونه خودروها از قیمت سوم استفاده نمایند البته بهتر است برای کنترل های آماری کارت این خودرو ها حذف نشود ولی سهمیه های آنها یا به تدریج محدود و محدو تر یا صفر شود. البته این اقدام به شرطی امکان پذیر است که چنانچه قبلا هم اشاره شد امکان کنترل کامل ارتباط اتومبیل با کارت سوخت فراهم شود که این اتومبیل ها نتواند از سهمیه کارت های دیگر استفاده کنند و یا جایگاه های سوخت گیر به دو دسته برای این اتومبیل ها و سایر اتومبیل ها تفکیک شوند که البته این اقدام هم  خصوصا با توجه با محدودیت جایگاه ها خصوصا در داخل شهرها بسیار مشکل خواهد بود و یا باید جایگاه های جدید تاسیس شود که زمان بر بوده و مستلزم این است که سرمایه گزارن از تضمین تداوم این سیاست مطمئن شوند. در صورت تحقق چنین شرایطی همزمان می توان سهمیه یک سری دیگر از خودروها را محدود کرد که در صورت مصرف بیشتر مجبور باشند از نرخ جهانی استفاده کنند. مثلا در مورد خانواده هائی که از چند خودرو بهره مند هستند می توان سهمیه ها را تجمیعی و محدود کرد. ملموس شدن نرخ بین المللی در اقتصاد کشور ارزش واقعی بنزین را  برای همه مصرف کنندگان آشکار می کند و از طرفی زمینه روانی عادی سازی آن را فراهم می کند و از سوی دیگر امکان تجزیه تحلیل های فنی اقتصادی پروژه های بهینه سازی که قبلا در قسمت های مختلف گزارش مورد بررسی قرار گرفت را بصورت ملموس تر فراهم می کند .
  2. اضافه شدن گازمایع به سبد سوخت خودرو دیگر اقدام است که به فوریت باید انجام پذیرد. این کار بر خلاف CNG  نیازمند فراهم کردن زیرساخت جدید نیست و در اغلب جایگاههای موجود بنزین امکان اضافه کردن یکی دو دیسپنسر برای LPG    وجود دارد و علاوه بر آن به شرکت های توزیع کننده گازمایع نیز می توان اجازه داد که در تاسیسات خود امکان سوخت گیری گازمایع را فراهم کنند .

در پایان توصیه می شود که هر اقدامی در زمینه بنزین با مقدمه اطلاع رسانی شفاف به مردم و زمینه سازی های فرهنگی و با ارئه توضیحات کافی و اقناعی و به مشورت طلبیدن خبرگان و ذینفعان صورت پذیرد .

 

 

 

 

 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ فروردين ۰۴ ، ۱۲:۰۴
سید غلامحسین حسن‌تاش

قصه یک انتصاب خیلی جالب

مدتها بود می خواستم خاطره ای را بنویسم و در ذهنم مانده بود . اخیرا کتابی از مرحوم غلامحسین ساعدی خواندم تحت عنوان شب نشینی باشکوه که مجموعه ای از داستان های کوتاه بود و از سبک آن کتاب برای نقل این خاطره ایده گرفتم . اسامی که در این داستان ذکر شده غیر واقعی است.

آنوقت ها ساختار صنعت نفت مانند امروز این همه پیچیده و پر از شرکت های زیر مجموعه و پر از شرکت های خصولتی نبود . یک شرکت نفت بود و یک شرکت گاز و یک شرکت پتروشیمی . بخش های مختلف تولید نفت و گاز و پالایش و توزیع فراورده های نفتی امور مختلفی بودند ذیل مدیریت های مختلف شرکت نفت و شرکت گاز هم توزیع کننده گازطبیعی بود . پتروشیمی هم که یک صنعت تولیدی بود عمدتا به دلیل این که خوراک یا ماده اولیه اش گاز یا مواد نفتی بودند به صنعت نفت چسبیده بود و ذیل آن توسعه یافته بود. بگذریم .

 یکی از بخش های صنعت نفت که نسبتا بیشترین ارتباط را با مردم داشت و به عبارتی ویترین شرکت نفت بود و مردم شرکت نفت را از دریچه آن می شناختند، امور پخش فراورده های نفتی بود. با توجه به ساختار متفاوت و جدا بافته صنعت نفت، عنوان یکی از مدیریت ها شرکت نفت مدیریت خطوط لوله و مخابرات و پخش بود و ذیل آن سه واحد جداگانه تحت عنوان امور خطوط لوله ، امور مخابرات و امور پخش فراورده های نفتی وجود داشت که این آخری دفتر مرکزیش در خیابان بهار نبش خیابان سمیه امروز بود ولذا به پخش بهار معروف بود. در زمان جنگ که تاسیسات نفتی و از جمله پالایشگاه ها و تلمبه خانه های مسیر خطوط لوله تحت حملات هوائی دشمن بعثی بودند و در نتیجه فرآورده های نفتی هم دچار کمبود شده بود باید سهمیه بندی و مدیریت بیشتری بر توزیع فرآورده های نفتی اعمال می شد و به این دلیل پخش فرآورده ها اهمیت بیشتری پیدا  کرده بود و مدیریت وزارت نفت فکر کرده بود که اگر این امور تبدیل به یک شرکت مستقل بشود شاید قدرت بیشتری پیدا کند و مشکلاتش کمتر شود در صورتی که مشکل از جای دیگری بود ، جنگ ، حالا با کدام مطالعه به این نتیجه رسیده بودند خدا عالم است . بگذریم . شرکت پخش فرآورده های نفتی تاسیس و تشکیل شد و وزیر وقت مدتها دنبال مدیرعاملی برای آن می گشت.

در چنین شرایطی یک روز وزیر با  رئیس دفترش با تلفن داخلی تماس گرفت . حدود شش یا هفت بعد از ظهر بود . زمان جنگ بود و حداقل در سطح مدیریت ساعت کار معینی وجود نداشت . وزیر به رئیس دفتر گفت الان یک فردی پیش من بود که در راه اطاق تو هست ، او را برای مدیرعاملی پخش انتخاب کرده ام ، با او صحبت کن و در مورد صنعت نفت در حد لازم او را آشنا و مطلع  کن و حکم انتصابش را فردا تهیه و آماده کن تا امضا کنم . یکی دو دقیقه نگذشت که آقای هزاری وارد اطاق رئیس دفتر شد ، آقای هزاری همان بود که قرار بود مدیرعامل پخش شود اما او تنها نبود و فرد دیگری هم با او همراه بود. آقای هزاری خود را معرفی کرد و راجع به همراهش هم چیزی نگفت و رئیس دفتر شروع به توضیحاتی در مورد صنعت نفت کرد آقای هزاری سابقه ای در صنعت نفت نداشت و اصلا با این صنعت آشنا نبود.  این توضیحات و گپ و گفت تا پاسی از شب طول کشید حدود ساعت یازده شب آقای هزاری ناگهان بلند شد و گفت ای داد من ساعت یازده و نیم با آقای دکتر پولی قرار دارم و باید بروم . رئیس دفتر متعجب شد او می دانست که آقای دکتر پولی که تا یکی دو هفته قبل وزیر یکی از وزارتخانه ها  بوده است مدتی است برکنار و خانه نشین شده و دلیل ندارد این وقت شب با کسی قرار بگذارد. این رفتار و این که فرد دیگری که البته خیل ساکت و متین بود آقای هزاری را همراهی می کرد قدری عجیب بود و توی ذوق رئیس دفتر زد. رئیس دفتر نیم ساعتی طول کشید که کارهایش را جمع و جور کند و راهی خانه شود وقتی می خواست از پارکینگ خارج شود مشاهده کرد که آقای هزاری که با آن عجله دفتر را ترک کرد حال هنوز دارد با آن رفیق همراهش در پیاده روی خیابان طالقانی  جلوی وزارت نفت قدم می زنند و صحبت می کنند. رئیس دفتر بیشتر متعجب شد.

صبح روز بعد رئیس دفتر حکم انتصاب آقای هزاری را بعنوان مدیرعامل شرکت پخش فراورده های نفتی آماده کرد و برای امضاء وزیر برد ولی قبل از امضاء به وزیر گفت که این آقای هزاری قدری عجیب قریب و آنرمال به نظر می رسد خوبست اجازه دهید یک بررسی بیشتری در مورد ایشان انجام دهیم اما وزیر حکم را امضاء کرد و گفت من از این داستان پخش خسته شده ام و باید زودتر یکی را آنجا بفرستم و این آقا را هم شخصی  معرفی کرده  که مورد وثوق است .

آقای هزاری به مدیرعاملی پخش بهار رفت . اما یکی دو روز بعد که قطعا یا یکشنبه بود و یا چهارشنبه تق کار درآمد .  در آن زمان بطور سنتی جلسه هیات وزیران روزهای یکشنبه و چهارشنبه صبح ها تشکیل می شد . در آن روز یا یکشنبه یا چهارشنبه صبح اول وقت وزیر با رئیس دفترش تماس گرفت و به او گفت که ظاهرا در مورد انتصاب آقای هزاری اشتباه کرده ایم و گفت پخشی ها چیزهای عجیبی در مودر این آقا می گویند و از تو می خواهم امروز به پخش بروی و بررسی کنی و اگر این حرف ها درست است هر جوری هست عذر این آقا را بخواهی و ردش کنی برود . غم عالم به دل رئیس دفتر آمد چراکه آدم خجالتی بود و چنین کاری و خصوصا آن قسمت رد کردن یک آدمی که یکی دو روز است حکم گرفته برایش خیلی مشکل بود. از طرفی داشته باشید که یکی از نزدیکان وزیر هم مسئولیتی در شرکت پخش داشت و حتما اطلاعات را به او داده بود.

رئیس دفتر به پخش بهار رفت و شروع کرد با مدیران آنجا صحبت کردن یکی از چیزهای خیلی جالبی که دو سه تا از مدیران به او گفتند یک حرکت عجیب آقای هزاری بود . در طول همین مدت کوتاه  همراه با چند نفر دیگر به دفتر هریک از این مدیران  رفته بود و خواسته بود که با آن چند نفر در اطاق آنها جلسه کند . مدیر ساکن آن دفتر گفته بود پس اجازه بدهید من مرخص شوم و هر وقت جلسه تان تمام شد بر گردم (البته با اظهار تعجب ذهنی از این که مگر مدیر عامل دفتر ندارد که به دفتر من برای جلسه آمده ؟!) اما آقا هزاری در هر مورد اصرار کرده بود که نه شما پشت میزکارتان مشغول کارتان باشید و ما از میز جلسه شما استفاده می کنیم . به هر حال بررسی ها با آن سابقه ذهنی که رئیس دفتر داشت نشان میداد که قضیه چیست و حالا  چگونه باید عذر طرف را بخواهد و اگر قبول نکرد تکلیف چیست . مدیران پخش هم که از ماموریت رئیس دفتر خبردار شده بودند او را دوره کردند و تشویق می کردند که کار را تمام کند مانند کشتی گیر یا بکسوری که او را تر و خشک می کنند و باد می زنند که به رینگ بفرستند.

رئیس دفتر به اطاق آقای هزاری رفت و بعد از سلام و احوالپرسی بیش از نیم ساعت مقدمه چینی کرد که به او بفهماند که اشتباه شده و باید برود و حرف آخر را بزند. این یکی از سخت ترین روزهای عمر کاری رئیس دفتر بود . حالا ساعت حدود ظهر شده بود. آقای هزاری یک کاور کت و شلوار به چوب لباسی اطاق آویزان کرده بود و بعد از این که جمله آخر را شنید خوشوقتانه بدون هیچ مقاومتی با اشاره به کاور کت و شلوار  گفت : عیب ندارد فلانی ، من شب یک مهمانی دعوت دارم و این کت و شلوار را آورده بودم که از اینجا بپوشم و بروم و حالا می روم از خانه می پوشم و می روم . با این پذیرش بی مقاومت انگار کوهی را از پشت رئیس دفتر برداشته بودند، بلند شد و خداحافظی کرد آقای هزاری او را به نهار دعوت کرد و نپذیرفت که می دانید در دفتر وزیر خیلی کار هست . هنگام خروج ناگهان آقای هزاری گفت اما آقای فلانی این وسط آبروی من چه می شود؟

رئیس دفتر که در آستانه فرار بود مجبور شد توقفی بکند در حالی که وسط درب و در حال خروج از اطاق بود . ناگهان جوابی به ذهنش رسید به آقای هزاری گفت در این مورد حق با شماست وپیشنهاد من در این مورد این است که شما استعفائی بنویسید و در آن استعفا به وزیر خطاب کنید  که در واقع وزیر اطلاعات کافی در مورد وضعیت پخش به شما نداده و شما بعد از چند روز متوجه شده اید که وضعیت خرابتر یا دشوارتر از آنچه بوده که ایشان گفته ولذا شما نمی توانید مسئولیت پخش را بپذیرید  و من قول می دهم از وزیر بخواهم حاشیه ای بر این نامه بزند که از نظر ثبت در تاریخ ، این انتصاب و برکناری سریع ، رزومه و کارنامه و سابقه  شما را خراب نکند . شاید حرف منطقی ای بود و آقای هزاری دیگر چیزی برای گفتن نداشت . به هر حال قائله ختم به خیر شد.

بعد از ظهر که وزیر از جلسه دولت برگشت رئیس دفتر گزارش کار را به او داد و وقتی ماجرای اطاق ها را گفت وزیر گفت اتفاقا این آقا موقع رفتن از اطاق من حرفی زد که آنقدر عجیب بود که من که خسته هم بودم فکر کردم که اشتباه شنیده ام و حالا که این مطالب را می شنوم تازه متوجه شدم . رئیس دفتر سوال کرد که چه ؟ وزیر گفت ایشان موقع خروج از دفتر من به من گفت راستی آقای وزیر ما اگر یک وقت جلسه ای داشتیم از این اطاق شما هم می توانیم استفاده کنیم!!

داستان انتصاب اولین مدیرعامل شرکت پخش ختم به خیر شد ولی بعد از مدتی آقای هزاری نزد رئیس دفتر آمد و باز طلب آبرویش را کرد ، خیلی ساده و صمیمانه و رئیس دفتر گفت من پیشنهاد خوبی به شما دادم و آقای هزاری رفت و رئیس دفتر دیگر هرگز چیزی در مورد او نشنید.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ فروردين ۰۴ ، ۲۱:۰۰
سید غلامحسین حسن‌تاش

حدود شش ماه قبل خبرنگار محترمی از روزنامه ستاره صبح از بنده درخواست مصاحبه داشتند و طبق روالی که دارم از ایشان خواستم سوالات را بفرستند که مکتوب جواب دهم و این کار انجام شد ولی به هر دلیل این مصاحبه منتشر نشد . بنده هیچ انتظاری ندارم که مصاحبه ای که با من انجام می شود حتما منتشر شود ولی حداقل انتظار از یک خبرنگار این است که وقتی می خواهد با کسی مصاحبه کند از مواضع او آگاهی پیدا کند که اگر باب میل نشریه اش نیست اتلاف وقت نشود و باز حداقل انتظار کسی که وقت می گذارد و سوال خبرنگار را  جواب می دهد این است که او را از دلایل عدم انتشار مطلع کنند .در هر حال آن پرسش و پاسخ را اینجا منتشر می کنم . شاید برای کسانی مفید باشد. البته خیرنگار محترم پرسش را بصورت وویس فرستاده بودند که بنده مکتوب کرده ام.

 

 

سوال 1- چطور ما که دومین منابع گاز جهان را داریم دچار ناترازی و کمبود هستیم . مشکل کجاست .

پاسخ سوال 1- سهم ما از کل ذخائر شناخته شده گاز جهان بر اساس آماری که شرکت بی پی منتشر کرده است حدود 17 درصد است و بر اساس این آمار ما بعد از روسیه از این جهت دوم هستیم . البته توجه داشته باشید که این آمار و اطلاعات هم وحی مُنزل نیست،  این طور نیست که همه ذخائر گاز جهان هنوز کشف شده باشد و اینجور نیست که اعداد مربوط به ذخائر همه کشورها دقیق و واقعی باشد، بعضی جاها اضافه برآورد وجود دارد و بعضی کشور ها ممکن است انگیزه داشته باشند که برآورد بیش از واقع از ذخائر خود بدهند و بعضی بر عکس، باید توجه داشته باشیم که ما در مورد  ذخائری صحبت می کنیم که چند کیلومتر زیر زمین و در فضای یک سنگ متخلخل حبس شده  است و قطعیت در مورد آن وجود ندارد و برآوردها بر اساس آخرین دانش روز است .

در هر حال آنچه که مسلم است ایران از نظر ذخائر گاز غنی است اما این به آن معنا نیست که این ذخائر به قول معروف هلوئی هستند که راحت می توانند به گلو بروند . دسترسی به این گاز مستلزم تکمیل مطالعات اکتشافی و مدل سازی برای استخراج بهینه و توسعه میادین گازی است و نیازمند حفر چاه های متعدد و ساخت تاسیسات برای استخراج و فرآوری است که میلیاردها دلار سرمایه نیاز دارد و زمان بر است و باید دسترسی به تجهیزات لازم وجود داشته باشد که در شرایط بحران اقتصادی و خصوصا با وجود تحریم های بین المللی هم  تامین سرمایه مورد نیاز و هم تامین تجهیزات و ماشین آلات مورد نیاز بسیار مشکل است. پس اینطور نیست که فکر کنیم که چون ما در اعماق زمین گاز داریم می توانیم هر چقدر بخواهیم مصرف کنیم. در مورد آب که استخراجش از زیر زمین بسیار بسیار سهل تر از نفت و گاز است و قابل مقایسه نیست اینگونه فکر کردیم و حالا ببینید به کجا رسیده ایم . بهره گیری از منابع فناپذیر با ارزش باید حساب و کتاب داشته باشد و این چیزی است که ما نداشته ایم . ما حدود 6 درصد گاز دنیا را تولید می کنیم ولی رشد مصرفمان بیشتر از رشد تولیدمان بوده است و به این دلیل دچار ناترازی شده ایم .

سوال 2- آیا مصرف ایران بالا هست . نسبت مصرف در بخش های مختلف چگونه است ؟ کدام بخش ها مصرف استاندارد ندارد؟

پاسخ سوال2- اولا توجه به این نکته خیلی مهم است که گاز یک حامل از مجموعه حامل های انرژی است در کنار دیگر حامل هائی مثل نفت و فرآورده های نفتی ،ذغال سنگ ، برق نیروگاهی و  برق آبی و انرژی های خورشیدی و بادی و غیرو و امروز در همه کشورهای جهان اعم از پیشرفته و در حال توسعه، انرژی را بصورت یکپارچه نگاه می کنند و برنامه ریزی می کنند ولی متاسفانه ما هنوز در ایران مدیریت یکپارچه و جامع نگر انرژی نداریم. اما در مورد گاز  ما 75 درصد انرژی اولیه کشور را به گاز وابسته کرده ایم که خود این  معلوم نیست که کار درستی بوده است یا نه و در هر حال در چارچوب یک برنامه جامع و کلان انرژی نبوده و همانطور که عرض کردم در تولید گاز به دلایل عدیده و از جمله اُفت طبیعی تولید میادین گازی روند کاهشی داریم و در مصرف رشد و روند افزایشی داریم  و در نتیجه بالانس تولید و مصرفمان  خصوصا در زمان اوج مصرف در زمستان منفی یا اصطلاحا ناتراز است. حدود 44 درصد گاز در بخش خانگی و تجاری و صنایع کوچک ، حدود 26 درصد در بخش نیروگاهی برای تبدیل انرژی اولیه گاز به انرژی ثانویه برق ، حدود 9درصد در بخش پتروشیمی و حدود 6 درصد در صنایع بزرگ فولادی و سیمان و غیرو مصرف می شود حدود 6 درصد از گازمان صادر می شود و متاسفانه به همین میزان یعنی حدود 6 درصد به مشعل می رود و سوزانده می شود یا هدر رفت دارد.

ما کم و بیش در همه بخش هائی که ذکر شد بد مصرفی داریم یا به عبارتی مصرفمان بیش از استاندارهای جهانی است یعنی مثلا برای هرتن تولید فولاد یا سیمان یا محصولات دیگر ما بیشتر از استاندارهای امروز کشورهای صنعتی انرژی مصرف می کنیم . راندمان نیروگاهی ما نیز  بسیار پائین است یعنی مثلا اگر راندمان نیروگاهی ما مطابق نیروگاه های روز دنیا بود باید برای این میزان برقی که تولید می کنیم نصف این میزان گاز را مصرف می کردیم  یا به عبارت دیگر با این مقدار گازیکه نیروگاه ها استفاده می کنند تا دو برابر میزان فعلی باید برق تولید می کردند.  در بخش خانگی و تجاری و صنایع کوچک هم همینطوراست . شما اگر سرچ کنید هنوز هم پیدا می کنید که ده سال پیش در سال 1393 وزیر وقت نفت گفت که بیست میلیون بخاری گازی را تعویض خواهیم کرد . چرا اینطور گفت چون بخاری های گازی که در کشور تولید می شود و در اختیار مردم است بازده حرارتی شان حداکثر 40 درصد است در صورتی که در دنیا بخاری های با راندمان بالای 90 درصد وجود دارد . من فکر می کنم آن وزیر تحت فشار متخصصین و کارشناسان انرژی که تاکید داشتند به فکر کنترل مصرف هم باید بود این را مطرح کرده بود وگرنه اعتقادی به آن نداشت چون متاسفانه هیچ اقدامی نکرد و حتی از سرمایه گزارانی که برنامه دادند و حاضر بودند در این زمینه سرمایه گزاری کنند حمایت نکرد . حالا ببینید اگر بیست میلیون بخاری تعویض شده بود و بخاری های با راندمان بیش از دو برابر جایگزین شده بود امروز مصرف زمستانی بیست میلیون خانوار برای همان سطح رفاه و گرما نصف می شد و یا ناترازی بر طرف می شد یا خیلی کمتر بود . در صنایع و غیره هم همین وضعیت است و ما باید در همه بخش ها به سمت مدیریت مصرف به معنای بهینه سازی مصرف برویم و هزینه این کار از هزینه تولید انرژی جدید، کمتر است و آثار مثبت زیست محیطی هم دارد . دستگاه های تولید کننده انرژی هم باید از خودشان شروع کنند مردم نمی توانند بپذیرند که در صنعت نفت 6 درصد گاز تولیدی به هر دلیل به مشعل برود و سوزانده شود یا نیروگاه های ما راندمانشان 30 یا 34 درصد باشد و بعد یقه مردم را بگیریم .  بعد از آنهم باید به فکر استفاده از انرژی های تجدیدپذیر باشیم .

سوال 3- چقدر بخش گاز از تحریم ها آسیب دیده ؟ آیا اصلا ربطی دارد؟

پاسخ سوال 3- بازهم عرض می کنم  مساله گاز را  جدا از مساله کلی انرژی نمی توان و نباید نگاه کرد و مسلما در بحث انرژی تحریم تاثیرگزار بوده است . صنایعمان نوسازی و روزآمد نشده اند دسترسی به تجهیزات و فناوری روز مشکل است و تامین منابع مشکل است . اما من فکر می کنم در بخش انرژی تحریم مشکل اول نیست . من بارها گفته ام و نوشته ام  و اگر دستم به مقامات رسیده است به ایشان گفته ام که شما باید مساله مدیریت یکپارچه انرژی را حل کنید و اگر این کار را نکنید ممکن است همه کارهائی که در صنعت نفت به عنوان تامین کننده انرژی اولیه کشور یا در صنعت نیرو می کنید غلط باشد، چرا چون چنانکه عرض کردم مشکل اولیه در بخش تقاضای انرژی است و  ما در بخش مدیریت تقاضا و کنترل مصرف کمتر با مشکل تحریم برخورد می کنیم و حتی چون آثار مثبت زیست محیطی دارد ممکن است بتوانیم از حمایت های بین المللی هم برخوردار شویم اما اگر همه اش بفکر تولید بیشتر باشیم برای  هدر دارن  بیشتر و از بین بردن سهم نسل های آینده، آنجا بیشتر با مشکل تحریم برخورد می کنیم .

سوال 4- داستان میدان آرش چیست؟

پاسخ4- بنده اشراف کاملی به مساله میدان آرش ندارم . اما تا جائی که اطلاع دارم مشکل میدان آرش این است که در منطقه ای واقع شده که نزدیک تقاطع مرزی سه کشور ایران و کویت و عربستان است و منطقه ایست که دقیقا تحدید حدود مرزی نشده است.  کویت و عربستان از شرایط انفعال سیاسی بین الملی ایران استفاده کرده اند و می خواهند با مشارکت یکدیگر در سمت خود توسعه میدان را بصورت مشترک شروع کنند. به نظر من دستگاه های مرتبط در ایران با محوریت وزارت امور خارجه باید استراتژی برخورد کشور با مساله را تدوین و هماهنگ کنند و حتی المقدور از طریق حسن همجواری برای حل مساله حرکت کنند .

 

                                  

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ فروردين ۰۴ ، ۲۳:۵۶
سید غلامحسین حسن‌تاش


پتروشیمی ها و نرخ ارز

چند هفته پیش خبرنگار محترمی از خبرگزاری آنا با بنده تماس گرفتند و درخواست مصاحبه داشتند طبق روال از ایشان خواستم سوالشان را مکتوب بفرستند تا مکتوب پاسخ دهم ، اما بعد از چند هفته پاسخ را منتشر نکردند و خبری هم به من ندادند . احتمالا پاسخ باب میلشان نبود و یا تصورشان این بوده که بنده پاسخ متفاوتی خواهم داد . در هرحال به خاطر اهمیت موضوع پاسخ را با مختصر تغییری اینجا منتشر می کنم .

سوال- بفرمایید آیا ممکن است که پتروشیمی ها ارز حاصل از صادرات را پیش خودشان نگه دارند تا قیمت ها افزایش یابد؟
پاسخ- با سلام . داستان صنعت پتروشیمی ایران متاسفانه داستانی است پر آب چشم . متاسفانه این صنعت تولید کننده مواد پایه با ارزش افزوده بسیار کم است که حتی در بعضی سال ها ارزش صادراتی بعضی محصولات آن از ارزش صادراتی مواد اولیه یا خوراک آن کمتر بوده است و به عبارتی در مورد بعضی محصولات اگر خوراک را بصورت خام صادر می کردیم بیشتر به نفع کشور بود. بنده در گذشته در این مورد مطالبی منتشر کرده ام . یادم هست که در سال 1389 که قرار بود یارانه های سوخت حذف شود و قیمت سوخت و خوراک پتروشیمی ها افزایش یابد ، بنده از سه دفتر  مختلف در شرکت ملی صنایع پتروشیمی دعوت شدم که ترکیب های مختلفی از افراد را دعوت کرده بودند و شاید بنده تصادفا در هر سه ترکیب دعوت شده بودم در هر سه جلسه موضوع و نگرانی این بود که اگر قیمت سوخت و خوراک پتروشیمی ها  افزایش یابد و به عبارتی جهانی شود، اکثر قریب به اتفاق پتروشیمی ها زیان ده خواهند شد. طبیعتا معنای این حرف این بود که  اکثر مجتمع های پتروشیمی و البته نه همه آنها بقایشان عمدتا بر رانت و یارانه سوخت و‌ خوراک استوار  بوده است و نه ارزش افزوده قابل توجه . بعد از خصولتی  شدن پتروشیمی ها یک گروه فشار شکل گرفت که با فشار آوردن به دولت و وزارت نفت قیمت سوخت و خوراک را تا می توانند پائین نگه دارند و البته  با توجه به پائین تر بودن قیمت خوراک نسبت به سوخت ، بسیاری از پتروشیمی ها در اعلام واقعی میزان سوخت و خوراک هم تقلب می کردند و سعی می کردند از کل گاز یا میعانات دریافتی بخش بیشتری از آن را به حساب سوخت بگذارند و یک مشکل هم این بود که تا می توانستند پرداخت وجوه مربوط به سوخت و خوراک را به تاخیر می انداختند و در مورد برگرداندن ارز محصولات صادراتی هم تا جائی که می توانستند به تاخیر می انداختند و به عبارتی با آن بازی می کردند . بنابراین بسیاری از پتروشیمی ها تا چند سال پیش به سودهای بالا ناشی از همین یارانه و رانت و بازی با ارز و نرخ ارز عادت کرده بودند و ریخت و پاش فراوانی داشتند و به نظر من و بسیاری که بررسی کرده اند در چندین سال گذشته یکی از عوامل اخلال در بازار ارز پتروشیمی ها بوده اند. در دو سه سال گذشته پتروشیمی ها با مشکل جدید قطع سوخت و خوراک در زمستان به دلیل کمبود گاز و کمبود سوخت در کشور و نیز قطع برق در تابستان مواجه شدند که امسال این مشکل به اوج خود رسید و تولید و درآمد پتروشیمی ها را کاهش داد و با عادتی که پتروشیمی ها به سودهای بادآورده پیدا کرده اند انگیزه شان برای بازی با ارز مضاعف شده است . از طرفی با توجه به شرایط تحریم و مشکلات کشور در نقل و انتقالات ارزی ، بهانه های کافی هم برای نگه داشتن ارز و دیر برگرداندن آن وجود دارد بنابر این پاسخ من به سوال جنابعالی مثبت است یعنی بله  هم این امکان وجود دارد و هم انگیزه کافی برای آن وجود دارد .

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ فروردين ۰۴ ، ۲۲:۲۴
سید غلامحسین حسن‌تاش